جذب مخاطب و افزایش فالوئر

بنام خدا

در گذشته جمع آوری مخاطب هزینه بسیار سنگینی را می طلبید و توسعه یک سیستم مدیریت محتوای دیجیتالی  صدها میلیون تومان هزینه در بر داشت. پیدا کردن مشترکین مجله، مستلزم یک هسته بازاریابی بود، که مطالب را از طریق سرویس پستی توزیع می کردند. اغلب اوقات هیچ سودی باقی نمی ماند.

اما این روز ها اینگونه نیست. خبر خوب این است که همه آن موانع از بین رفته اند. هزینه های تکنولوژی برای تولید محتوا خیلی کم شده اند. پیدا کردن مخاطب بیشتر از طریق نشر مطالب مفید و جالب می باشد تا از طریق جذب مشترکین تک به تک. به عبارت ساده، هرکسی در هر کجا می تواند یک کارگاه نشریه بسازد، اگر چه تبدیل شدن به منبع خوب برای گروه مشخصی از خریداران قطعاً کار ساده ای نیست. اما خبر خوب این است که با این کار لازم نیست تا تبلیغات کنید.

نکته اصلی و مهمتر از همه ، ایجاد مخاطب است. ماموریت شما در خصوص جذب مخاطب شامل هشت مرحله است. ما قصد داریم این مراحل را یکی یکی برایتان مطرح کنیم و شما نیز برای پذیرش آن باید صبر و شکیبایی داشته باشید.هر کسی می تواند بدون توجه به بودجه بازاریابی خود، یک شرکت پایدار و سودآور بسازد. و فرقی نمی کند که شما در حال فروش محصولی مشاوره ای باشید یا با مخاطبان خود ارتباط مستقیم داشته باشید.

گام صفر – نقطه عطف و زمین رقابت شما کجاست؟

قبل از هر چیز شما به عنوان کارفرما یا بنیان گذار استارتاپ باید بر اساس کسب و کارتان، حیطه فعالیت های محتواهایی خود را تعیین کنید. در حقیقت شما به یک نقطه عطف نیاز دارید تا به وسیله آن بتوانید مخاطبان و مشتری ها را جذب کنید.
نقطه ی عطف، واسط بین توانایی های کارفرما یا شرکت و علاقه افراد است. به بیان دیگر چیزی که برای کارفرما و تجارتش اهمیت زیادی دارد و چیزی که جامعه در مقیاس بزرگتر به آن علاقه نشان می دهد.

سپس از خود بپرسید که «مخاطبانم را از کجا می توانم جذب کنم. آیا من مخاطب جدیدی ایجاد می کنم یا مخاطب را از شخص دیگری سرقت می کنم؟!»

درک درستی از اینکه کجای اکوسیستم محتوا برای یک موضوع خاص قرار می گیرید بسیار مهم است. ولی متاسفانه بسیاری از تولیدکنندگان محتوا از کنار این موضوع به سادگی عبور می کنند. آنها این مدلی هستند که، مثلا می گویند من عاشق آشپزی هستم. من قصد دارم یک وبلاگ بافندگی را شروع کنم. واقعاً؟ چندین و چند وبلاگ و پیج اینستاگرام و کانال یوتوب و آپارات آشپزی دیگر وجود دارد.

  • چرا باید کسی شما را بخواند؟
  • چه فرقی دارید؟
  • بی نظیری شما در چیست؟
  • چه چیز جالبی دارید؟
  • چرا کسی باید از خواندن وبلاگ آشپزی که سه سال است آنرا میخواند منصرف شود و بلاگ شما را بخواند؟

اگر نمی توانید پاسخ شفافی به این پرسش ها بدهید، باید به نقطه شروع بازگردید. اکثر استارتاپ ها، این کار را نمی کنند و این واقعاً پر ریسک است.

شما ابتدا باید درک کنید رقابت شما دقیقا در چیست؟ بنابراین باید اول ببینید چه کسی در این مورد در حال ایجاد محتوا است؟ اگر کسی وجود دارد، در چه فرمتی کار می کند؟ و چه کاری انجام را انجام خواهد داد، کاری متفاوت یا بهتر؟ و اگر یک خالق محتوایی در آن زمینه وجود نداشته نباشد ، مردم چگونه در مورد آن موضوع آموزش می بینند. آیا از طریق جستجوی گوگل است یا از دوستان خود سؤال می کنند ، آیا در مجله هایی آنرا می خوانند؟ بیابید که هر کسی چگونه درمورد آن موضوع اطلاعاتی پیدا میکند؟

اگر قصد تولید محتوا را دارید و انتظار شما این است که مردم به آن محتوا توجه کنند، یا لازم است شما مخاطبان جدید محتوای خود را ایجاد کنید ، یا باید آن دسته از مخاطبان محتوا را از شخص دیگری که در حال تولید محتوا است ، بگیرید.

پس ابتدا، لیستی از جاهایی که مخاطبان شما با رقیبان شما در آنجا وقت میگذرانند را در نظر بگیرید. سپس در کنار هر یک ، دقیقاً مشخص کنید که چرا شما متفاوت هستید ، لزوماً نه این که بگویید بهتر هستید بلکه بگویید چگونه «متفاوت» هستید. این یک تمرین فوق العاده مهم است که باید انجام شود ، زیرا، اگر نمی توانید درمورد آن صحبت کنید، احتمالاً هنوز پاسخ کافی و واضح برای چرایی وچگونگی تولید محتوا یا جذب مخاطب ندارید.

یک نکته طلایی دیگر اینکه کلمات کلیدی مرتبط با صنعت و بازار هدف خود را (به طور مثال در اینجا: آشپزی) در گوگل ترندز (Google Trends) تحلیل کنید تا سر نخ های خوبی برای شروع به شما بدهد.

گام اول – موقعیت خود را تعیین کنید

زمانی که نقطه عطف شناسایی شد، شما باید تمایل محتوایی خود را پیدا کنید. به این معنا که حیطه ای بدون رقیب یا با رقابت کم را شناسایی کند.

کارآفرینانی که خود اقدام به سرمایه گذاری می کنند، باید بازارهای کوچکتری دنبال کنند. در حال حاضر احتمال موفقیت اولیه رابطه عکس با اندازه بازار اولیه دارد، و در مورد استراتژی بازاریابی محتوای شما نیز همین مورد صادق است. بدیهی است که رسانه نوتاش نیز حول این مسئله می چرخد. برای رسیدن به جاهای بزرگ باید کم کم قدم بردارید. روی آن محتوایی تمرکز کنید که واقعاً می توانید ارائه دهنده اطلاعات مهم در آن موضوع باشید.

بیایید مثالی بزنیم. فرض کنید که لوازم جانبی موبایل را به عنوان بازار خود انتخاب کرده اید. خب ، با توجه به وجود شرکت های قدرتمند با بودجه های بزرگ که بر این بازار تسلط دارند، از همان ابتدا با یک نبرد باخت خواهید جنگید. اما بازار لوازم جانبی موبایل مربوط به ورزشکاران رشته بدنسازی ساکن تهران که دوست دارند در حین ورزش موزیک گوش کنند یا وضعیت سلامت خود را رصد و ثبت کنند ، چه؟

اکنون، این یک بازاری  است که در واقع شانس ایستادگی در آن را دارید. پس در اینجا نتیجه می گیریم باید قدم های کوتاه برداریم تا به جاهای بزرگ برسیم.

گام دوم – مخاطب را «واضح و شفاف» تعریف کنید

شخصی که می خواهید روی ایشان تأثیر بگذارید چه کسی است؟ نقاط ضعف آنها چیست؟ چه چیز یا دغدغه ای آنها را در شب بیدار نگه می دارد؟ چگونه می توانید به آنها کمک کنید زندگی بهتر داشته باشند یا شغل بهتری کسب کنند؟ در این مورد شما در جایی هستید که باید بازاریابی و فروش خود را کنار گذاشته و کار نشر خود را شروع کنید. اگر می خواهید چندین خریدار یا خواننده را با نیازهای مختلف هدف قرار دهید ، شکست خواهید خورد.

محتوایی که ایجاد می کنید باید مستقیماً با مخاطبان اصلی شما صحبت کند.

اکنون ، قبل از اینکه کسی در شرکت شما محتوای دیگری ایجاد کند تا در موتورهای جستجو پیدا شود یا از طریق رسانه های اجتماعی توزیع شود ، اطمینان حاصل کنید که آنها درک واضح و روشن از این که چه کسی مخاطب واقعی آنها است ، دارند.

گام سوم – داشتن یک کانال انتشار خاص

اکنون بزرگترین مارک های رسانه ای جهان ، مانند Forbes یا Mashable یا NBC ، همه با داشتن یک کانال در مراحل اولیه کسب و کار خود شروع شده اند.

در حال حاضر منطقی نیست که در همه کسب و کارها و بازارها باشید. یک کانال پیدا کنید که بتوانید پایگاه محتوایی خود را بسازید.

بنابراین به یکی از موارد زیر

  • وبلاگ
  • وب سایت
  • ورکشاپ
  • ویدیو
  • وبینار
  • خبرنامه اینترنتی
  • پادکست
  • پیج اینستاگرام
  • کانال یا گروه تلگرام
  • رویداد حضوری
  • خبرنامه یا مجله کاغذی

و مانند اینها فکر کنید. نکته اینجاست که کانالی را انتخاب می کنید که با اشتیاق شما همسو باشد و برای مخاطبان هدف شما معنا پیدا کند و مخاطبان شما در آنجا حضور فعال داشته باشند.

به مرور زمان همانطور که در مقاله نکاتی برای بهبود استراتژی بازاریابی محتوا به آن اشاره شده، می توانید کانال های دیگری را هم به کار گیرید.

گام چهارم – تولید مداوم محتوای ارزشمند

قوانین باثبات ، مشخصه اصلی بازاریابی محتوای موفق، هم از نظر کیفیت و هم نشر آن، ثبات آن است.

اگر از مخاطبان خود بخواهید که در یک وبینار ماهانه یا یک خبرنامه نامه الکترونیکی روزانه عضو شوند ، باید اطمینان حاصل کنید که آنها، آنچه را برایش ثبت نام کرده اند، همیشه به موقع و مطابق انتظارشان دریافت می کنند. اینجاست که بسیاری از شرکت ها ناموفق عمل می کنند. شما راجع به نویسنده کارآفرین ست گودین (Seth Godin) چه فکری می کنید؟

بزرگترین دلیل موفقیت وی ثبات ایشان است. ست تقریباً 13 سال است که در حال بلاگ نویسی است و به جرئت می توان گفت، به ندرت ، یک روز از نشر اطلاعات را هم از دست داده باشد. بنابراین نکته اینجا این است که در هر فرکانسی که باشید ، چه روزانه ، هفتگی یا ماهانه، تعهد ارائه مطالب خود را از دست ندهید.

گام پنجم – معمولی نباشید

بیشتر مطالب و محتواهای موجود در وب یا حتی مجلات، کسل کننده و کاملاً بی فایده است. بزرگترین بازاریاب های محتوا در جهان آنهایی هستند که اعتماد به نفس ، بی پروایی و تندی دارند.

محتوای ایجاد شده شما باید هر چیز غیر معمولی و جالبی به جز مطالب ساده و زرد باشند. محتوایی تولید کنید که واقعا از آن خوشتان بیاید. در این صورت افراد زیاد دیگری هم وجود خواهند داشت که از آن محتوا خوششان بیاید. این دید بسیار کمک کننده است. اگر بتوانید محصولی بسازید که مورد قبول خودتان باشد به طور خودکارمنجر به موفقیت آن شده اید چرا که این کار به شما انگیزه کافی می دهد تا برای جلب بیننده به طور مداوم تلاش کنید.

گام ششم – مشترک شدن مخاطبان، کلید اصلی موفقیت

منابعی مانند پست الکترونیکی از مهمترین گزینه های مشترک شدن مخاطبانتان به حساب می آید. زیرا شما کنترل کامل روی داده های مشرکین خود دارید. منابع مشترک شدن ثانویه مانند دنبال کنندگان توییتر یا مشترکین YouTube نیز مهم هستند.

لایک ها ، طرفداران و پیروان (فالوئرها) متعلق به شما نیستند. آنها متعلق به شبکه های اجتماعی هستند. بنابراین مخاطبی که می سازید باید قبل از هر چیز درجایی  قرار داشته باشد که در واقع متعلق به خودتان باشد.

به عبارت دیگر، از آنجا که اطلاعات و داده های دنبال کنندگانتان متعلق به این شرکت ها است و نه متعلق به شما ، نمی توانید زیاد روی آنها حساب باز کنید. از ابتدا که در حال ساخت انتشارات خود هستید ایجاد مشترکان وفادار برای موفقیت شما خیلی حیاتی است. بنابراین نکته اینجاست که به جای فروش محصولات و خدمات پیرامون محتوای خود، روی ارتباطات و تماس های خود برای افزایش مشترکین تمرکز کنید. و پس از آنکه یک دنبال کننده یا همان مشترک وفادار داشته باشید، می توانید محصولات خود را به آنها بفروشید.

سپس به مرور زمان، بازدیدکننده هایتان را افزایش دهید و بازدید کننده های گذرا را به بازدیدکننده های دائمی تبدیل کنید. در این زمینه به طور مپال می توانید از شبکه های اجتماعی برای گسترش رسانه خود و نیز از S.E.O برای بهینه سازی برای موتور های جستجو استفاده کنید.

در این جا هدف تنها افزایش دادن بار ترافیکی وبسایت نیست چرا که بار ترافیکی به خودی خود بی ارزش است و در حقیقت هدف افزایش بارترافیکی به منظور افزایش فرصت دیده شدن استارتاپ یا کسب و کار شما و بالا بردن تعداد مخاطبان و مشتریان بالقوه است.

عوامل زیادی بر موفقیت ما تاثیر خواهند داشت اما در درجه ی اول دنبال کننده ها قرار دارند. تقریبا ممکن نیست که بدون وادار کردن خواننده ها به حرکت و سپس دنبال کردن محتوایتان توسط آنها بتوانید مشتری هایتان را افزایش دهید.

نهایتا شما با ساخت یک بانک اطلاعات از دنبال کننده ها یا مخاطبان در حقیقت یک بانک اطلاعات  ازمشتری ها قبل از داشتن خریدار ایجاد کرده اید. مانند عضویت در فیلیمو یا اشتراکروزنامه ها در گذشته، هدف شما انتقال محتوای باارزش به مشتری هایتان است تا آنها حاضر به ارائه دادن یکسری از اطلاعاتشان به شما بشوند. این اطلاعات می تواند شامل آدرس ایمیلشان، آدرس خانه شان و… باشد. تنها تفاوت شما و فیلیمو در این است که شما محتوایتان را رایگان ارائه می دهید تا بعدا بتوانید بر آن نظارت و کنترل داشته باشید.

گام هفتم – اینفلوئنسر ها را دریابید (بازاریابی تأثیرگذار)

امروزه بازیگران بزرگ بازار می دانند که انتشاراتِ خوب باعث شده است که میلیون ها نفر را تحت سلطه خود دربیاورند. آنها این کار را با کمک صدها نفر دیگر انجام می دهند. این افراد کمک کننده، خصوصیاتی را دارند که باعث می شود که توجه افراد زیاد دیگری به عملکردشان جلب شود.

در دنیای رسانه های اجتماعی ، اینگونه افراد را تأثیرگذار یا همان اینفلوئنسر می نامیم. اکنون ، کار شما دو بخش می شود:

کمک کردن به اینفلوئنسر ها

ابتدا، تأثیرگذاران بازار یا صنعت خود را شناسایی کنید (به صور مثال: بازار املاک، یا صنعت خودرو یا بازار ارز های دیجیتال و بیتکوین، یا بازار آشپزی و …). در اصل ، تأثیرگذاران در جایی اند که مخاطبان شما در آنجا در حال وقت گذرانی هستند.

و در گام بعد، به آن تأثیرگذار کمک کنید تا نقاط ضعف خود را رفع کند. و از طرف دیگر شروع کنید به اشتراک گذاری محتوای آنها با مخاطبان خود، بدون درخواست چیزی در ازای این کار. و بعد از مدتی ، می بینید که مخاطبان آنها به مخاطبان شما تبدیل می شوند. هرچه مطالب مرتبط از تأثیر گذاران صنعت و بازار خود را با مخاطبان خود به اشتراک بگذارید، آن تاثیرگذاران، بیشتر تمایل به انجام همان کار را برای شما خواهند داشت و حتی بیشتر از آن.

به عبارت دیگر شما باید به پیشتازان صنعت و بازار خود، هدیه ی محتوایی بدهید. این وظیفه شماست که بدانید اینفلوئنسرها (تاثیرگذاران) صنعت شما چه کسانی هستند. موفقیت در این کار منجر به موفقیت بیشتر در تجارتتان می شود. زمانی که که آنان را شناسایی کردید باید با رفتار محتوایی آنان ارتباط برقرار کنید. کانال های اشتراک این تاثیرگذاران می تواند فیسبوک آن ها، توییتر شان، اسلایدشیر (SlideShare) یا لینکدین و یا هرچیز دیگری باشد. این کار بدلیل ارتباط با افراد کلیدی، سود زیادی دارد. باید تلاش کنید تا به آنها در رسیدن به اهدافشان کمک کنید. لازم نیست حتما از یک وبلاگ استفاده کنید اما باید از وبلاگ یا وبسایت یا پیچ اینستاگرام خود یا چیزی مانند اینها برای به اشتراک گذاری محتوای اینفلوئنسرها استفاده کنید. هرچه بیشتر به اینفلونسرها هدیه ی داوطلبانه بدهید، آنها هم برای جبران لطفتان، به ساخت استارتاپ تان کمک بیشتری خواهند کرد.

اصولاً هدف شما در اینجا سرقت مخاطب است!

کمک گرفتن از اینفلوئنسر ها

از تعدادی از این تاثیرگذاران بخواهید تا زمانی که دوست دارند هر چند وقت یک بار (به طور مثال ماهی یک بار) برایتان مقاله بنویسند. ما نیاز داریم پیشتازان صنعت خودمان را بشناسیم، با آنها ارتباط برقرار کنیم و بدنبال همکاری با آنها برای محتوایمان باشیم. در واقع این کار باعث می شود هر دو طرف سود ببرند.

گام هشتم – مشارکت

شما باید برای گسترش رسانه محتوا محور خود یک شریک داشته باشید. برای اینکار می توانید شرکای غیر رقابتی را شناسایی کنید که بتوانند از مطالب شما استفاده کنند. آیا ممکن است تخصصی که  شما ارائه می دهید به یک سازمان بزرگتر با نیازهای بازاریابی خود کمک کند؟ اکنون برنامه شما را به سطح بعدی می بریم.

حالا شماره یک، شریک اصلی را شناسایی کنید. دو، دریابید که چه محتوایی به مخاطبان آنها انگیزه می دهد. سه ، از آنها بپرسید که آیا محتوایی را  که ایجاد کرده اید ،  به لیست تماس های خود ارسال یا تبلیغ می کنند؟ چهار، روی یک کانال کلیدی تمرکز کنید ، مانند همان که قبلاً در رسانه نوتاش درباره آن صحبت کرده ایم. و پنج ، هر کاری که می کنید، برای تحویل مستمر محتوا یا نشریات برنامه ریزی کنید. یک بار کافی نیست.

به طور معمول ، این نوع برنامه ریزی می تواند برای شما چند میلیون تومان هزینه ایجاد کند. اما از آنجا که شما یک شریک برای ایجاد راهی برای ارائه مطالب دارید ، هزینه ای که شما پرداخت می کنید فقط محتوای شما است. نکته مهم در این مورد این است که احتمالاً این فعالیت حتی بیشتر از کمک به آنها به شما کمک می کند. یکی از بزرگترین نمونه های آن دکتر فیل (Dr. Phil) است . اپرا (Oprah Winfrey) به محتوایی که دکتر فیل در دست داشت، نیاز داشت ، اما دکتر فیل به رویارویی با مخاطب نیاز داشت.

در نتیجه اپرا خلا و شکاف محتوایی برنامه اش را پر کرد و دکتر فیل یک نمایش تلویزیونی خوب و تعدادی کتاب پرفروش را بدست آورد. شرکت های معدودی از مشارکت های محتوای این چنینی و بازاریابی محتوا استفاده می کنند. برای کسب و کار و حتی استارتاپ شما این ممکن است بهترین و موثرترین استراتژی پیش رو باشد. از آن استفاده کنید.

گام نهم – مثل هشت پا عمل کنید

چیزی که به طور مداوم در سرمایه گذاری می شنوید این است که در خرید و پرتفوی تان (سبد سهام) تنوع داشته باشید تا ریسکتان کاهش پیدا کند. در حقیقت ریسک های کوچک زیادی وجود خواهند داشت و قرار دادن تمام خروجی ها و سرمایه تان در یک سبد ایده ی خوبی نیست اما اگر پخششان کنید و متنوع باشید، حتی اگر ضرر کنید نیز خودشان یکدیگر را متعادل خواهند کرد و این کارباعث ثبات بیشتر و ریسک کم تر می شود.

می توان گفت سخت ترین قسمت بازاریابی محتوایی، جذب بیننده است اما اگر بیننده کافی دارید هرچه قدر که می توانید در کارتان تنوع ایجاد کنید. با کسب مخاطبانِ در حال افزایشِ قدرتمند و وفادار، زمان آن فرا خواهید رسید که به جریان و پلتفورم اصلی محتوایی تان، تنوع بدهید.

شما نیز به محتوا همچون هشت پایی که هر کدام از پا های آن کانالی است برای ارائه محتواهای تان، نگاه کنید. چند پای آن را می توانید به دورمشتری هایتان بپیچانید تا آنها را به سمت محتوای تان بکشانید. هر تعداد پای بیشتری که داشته باشید متعاقباٌ موفق تر خواهید بود.

ESPN در سال 1979 کارش را به عنوان یک ایستگاه تلویزیونی ورزشی آغاز کرد. آنها با 19000 دلار کمک از شرکت سرمایه گذاری اهدایی ایالات متحده کارشان را آغاز کردند. حالا حدود 40 سال ازتاسیس شبکه ESPN می گذرد و این شبکه پرسودترین برند رسانه ای دنیاست و بر اساس اطلاعات سایت Forbes حدود 4 میلیون دلار درآمد دارد.

ESPN ، به مدت 13 سال تنها در زمینه تلوزیون کابلی فعالیت داشت تا بوسیله آن بتواند 100 درصد توجه بیننده هایش را جلب کند و بعد در سال 1992 شروع به تنوع دادن به فعالیت هایش کرد. در ابتدا ایستگاه رادیویی ESPN و بعد در سال 1995سایت ESPN را ساخت و سه سال بعد از آن مجله ESPN چاپ شد.

امروزه ESPN تقریبا در تمامی کانال های دنیا از توییتر گرفته تا پادکست و مستند و غیره، حضور دارد.

با اینکه در دهه های 80 و 90، نسبت به امروزه، شبکه ها محدود بودند اما تا زمانی که پلتفورم اصلی آنها یعنی همان تلویزیون کابلی به موفقیت نرسیده بود، تنوعشان را آغاز نکردند.

گام دهم – درآمدزایی

زمان مناسب فرار سیده. نقطه ی عطف شناسایی شده،تمایل محتوایتان به سمت یک محیط با رقابت کم و یا بدون رقابت است، پلتفورم انتخاب شده و زیربنای محتواهایتان ساخته شده است، دنبال کننده هایتان در حال افزایش هستند و حتی تنوع در جایگاه ارائه تان آغاز شده و اکنون زمان کسب درآمد از آن جایگاه ها است.
اکنون شما اطلاعات کمی وکیفی کافی از دنبال کننده هایتان دارید و بدین وسیله فرصت های مختلف درآمدزایی برایتان وجود خواهد داشت. این فرصت ها می توانند در زمینه یک محصول، مشاوره، تولید نرم افزار، برگزاری رویداد و یا موارد دیگر باشند.

برای مشاهده لیست کامل سری مقالات «استراتژی بازاریابی محتوا محور برای ورود استارت آپ ها و کسب و کار های نوپا به بازار» اینجا کلیک کنید.

سوال، نظر، دیدگاه و کامنت در پایین همین صفحه فراموش نشود
در پناه حق موفق باشید
رسانه نوتاش